شعر جدید: شب گرگی

 

دهی دور

پر از بره های شوریده گی ذهن

دشتی از اسب های شیدا

در دل

و گلهای مریمش

در یاد

 

پرم از موسیقی

حماسه

تب

 

چنان بدم

که گویی شبم

چنان شبم

که انگار روز است

و ماه و ستاره ها

بر باد

چنان خرابم

که انگاری شب است

و تابم از دست رفته است

 

گرگی در دل

گرگی در چشم

گرگی در باد

و شب گرگی از

دامنه پیدا

 

دهی نزدیک

دهی آشوب

و هنوز

شب می تراود

 

 

28 امرداد 88

اهواز

مصاحبه با ایسنا در مورد کاریکلماتور

شهرام گراوندي:

كاريكلماتور ژانر ادبي نيست

يك شاعر گفت: ‌كاريكلماتور نه شبيه شعر است و نه بي‌ارتباط با آن.  

شهرام گراوندي در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) بيان کرد: ‌وقتي اسم كاريكلماتور مي‌آيد ياد پرويز شاپور مي‌افتيم و احمد شاملو كه اين كلمه را ساخت.  وي افزود: كاريكلماتور مي‌تواند مفاهيم فلسفي زيادي داشته باشد و در ژانرهاي ديگر مانند شعر و داستان كوتاه آن را مي‌بينيم. جمله‌اي مانند "خواستن نگاه‌ها توانستن الفاظ نيست". در حالي كه يك جمله بيشتر نيست ولي مفاهيم زيادي دارد و خود يك كتاب است. در واقع نقطه قوت كاريكلماتور اين است كه در يك عبارت مفهوم وسيعي بيان مي‌شود.  او تصريح كرد: بيشتر كاربرد كاريكلماتور در طنز است ولي متاسفانه شاگردان پرويز شاپور بعد از او به آن قوت ظاهر نشدند و بعد از او دومين نفري در كاريكلماتور وجود ندارد.  به اعتقاد اين شاعر: كاريكلماتور تفنن مي‌خواهد و هر كسي نمي‌تواند خيلي قوي در آن ظاهر شود و به نظر مي‌رسد كه كاريكلماتور بعد از پرويز شاپور به رحمت ايزدي پيوسته باشد.  گراوندي كه كاريكلماتور را به عنوان ژانر ادبي قبول ندارد، اظهار كرد: كاريكلماتور مقوله‌اي جدي نيست و هر شاعري شايد گه‌گاهي بتواند آن را كار كند. ارسطو و افلاطون هم حرف‌هاي قشنگي زده‌اند و هميشه كاريكلماتور در حرفهاي‌شان به كار مي‌رفت.  او خاطرنشان كرد: اثري را كه نتواند حيات و بالندگي داشته باشد نمي‌توان ژانر خواند. مثلا شعر نو بعد از نيما از جريان و تكاپو نيفتاد. پس مي‌توان شعر نو را ژانر خواند ولي كاريكلماتور اين گونه نيست.