يك
شاعر گفت: كاريكلماتور نه شبيه شعر است و نه بيارتباط با آن.
شهرام گراوندي در گفتوگوبا خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) بيان کرد: وقتي اسمكاريكلماتور ميآيد ياد پرويز شاپور ميافتيم و احمد شاملو كه اين
كلمه راساخت.
وي افزود:
كاريكلماتورميتواند مفاهيم فلسفي زيادي داشته باشد و
در ژانرهاي ديگر مانند شعر وداستان كوتاه آن را ميبينيم. جملهاي مانند
"خواستن نگاهها توانستنالفاظ نيست". در حالي كه يك جمله بيشتر
نيست ولي مفاهيم زيادي دارد و خوديك كتاب است. در واقع نقطه قوت كاريكلماتور
اين است كه در يك عبارت مفهوموسيعي بيان ميشود. او تصريح كرد: بيشتر كاربردكاريكلماتور در طنز است ولي
متاسفانه شاگردان پرويز شاپور بعد از او به آنقوت ظاهر نشدند و بعد از او
دومين نفري در كاريكلماتور وجود ندارد.
به
اعتقاد اين شاعر:
كاريكلماتور تفنن ميخواهد و هر كسي نميتواند خيلي قوي در آن ظاهر
شود وبه نظر ميرسد كه كاريكلماتور بعد از پرويز شاپور به رحمت ايزدي
پيوستهباشد.
گراوندي
كه كاريكلماتور را بهعنوان ژانر ادبي قبول ندارد، اظهار كرد: كاريكلماتور
مقولهاي جدي نيست وهر شاعري شايد گهگاهي بتواند آن را كار كند.
ارسطو و افلاطون هم حرفهايقشنگي زدهاند و هميشه كاريكلماتور در
حرفهايشان به كار ميرفت.
او
خاطرنشان كرد: اثري را كهنتواند حيات و بالندگي داشته باشد نميتوان
ژانر خواند. مثلا شعر نو بعداز نيما از جريان و تكاپو نيفتاد. پس ميتوان
شعر نو را ژانر خواند وليكاريكلماتور اين گونه نيست.
+ نوشته شده در جمعه ۲۳ مرداد ۱۳۸۸ ساعت 11:12 توسط شهرام گراوندی
|