شبه اطلاعیه برای دوستان
مثلن شبه اطلاعیه ای برخاسته از حسی نوستالوژیک برای دوستان!
از بس درباره ی تولید از من می پرسند و از این که چه به روزگار آن آمده و چه شده و چه خواهد شد ووو یک جورهایی و یک مدلهایی سلسله اعصاب من دارد بهم می ریزد. بارها گفته ام که هیچ ارتباطی و الفتی میان من و تولید و آن آقای کاسبی که خودش را صاحب امتیاز تولید جا زده وجود ندارد و دیگر هم برایم مهم نیست که چه به روزگار آن می رود و یا رفته. هر چه مانده یک مشت خاطره ی دور و مبهم است که خدا را شکر با رفتن و کناره کشیدن دغل دوستان هم که زمانی گرد شیرینی جیب من جمع می شدند، آن خاطره ها هم مثل فتیله ی چراغ لامپا کوتاه و کوتاه و کوتاه تر شده و آنقدر فروکش کرده که هیچ جرقه ی خوشایندی در دل من بر نمی انگیزد. گاه که بنا به ضرورت سراغ آرشیو 153 شماره ای هفته نامه تولید می روم _ چون هنوز برای دریافت مطالباتم درگیر خم و پیچ راهروها و پله ها و آسانسورهای سازمانهای محترم هستم _ یاد بعضی از تیترها و نوشته ها و عکسها و یاد بعضی نفرات اندوهگینم می کند. دلم می گیرد که چرا در چنین جایی متوقف شدم. و بعد به خودم می گویم آیا اشکال از من بوده؟ به سلسله مسائلی که پیش آمد می اندیشم و می گویم هر چه بود گذشت. در هر حال فقط اشاره کنم که از تولید خبری نیست و از این آدمی که منم هرگز نشانی از تولید و یادی از تولید بر نخواهد خاست. اخبار دیگری در راه است. اما محرمی کو که در میان نهم؟! بهتر آن باشد که سر دلبران خفته /یا بعبارتی / گفته آید در میان دلبران. مطلبی که در ادامه می آید تراوش فکر دو تن از یاران سابق تولید است که خوش ندارم نامشان را بزبان بیاورم ولی اگر در سایت معظم شوشان هنوز این مطلب باقی مانده باشد، مطلب یک جوراهایی باقی و قابل استناد است. و باقی بقای شما و ... الخ!
...
بر هفته نامه تولید چه گذشت؟!
زمستان 82. پاساژ فتحی که یکی از قدیمی ترین پاساژهای اهواز است، محل مرکزی دفتر هفته نامه ای شد با نام تولید. هم از نخست مکان نشریه هیچ سنخیتی با پاساژ نداشت. اغلب مغازه ها در کار وسایل سمعی، بصری و کامپیوتر و سمعک فروشی بودند و در طبقه ی دوم در یک واحد کوچک ـ که یا مشکل برق داشت یا آبش قطع می شد ـ نطفه ی نخستین شماره ها با عشق بسته شد. گرایش نشریه ادبی، هنری، اجتماعی و سینمایی بود و هیچ همانندی با عنوان نشریه ـ تولید ـ نداشت که در ذهن مخاطب نشریه ای اقتصادی صنعتی را تداعی می کرد. اما عشق را کار دگر است و بار دگر. با جمع شدن اکیپی به کوشش شهرام گراوندی، تولید جایگاه خود را ـ اگر اغراق نکرده باشیم ـ در میان اهل فرهنگ و هنر و ادب و سینما باز کرد ( همین جا به یاد بیاوریم که جناب بسی خاسته پس از تکیه زدن بر صدارت ارشاد کل از اولین نشریه ای که دیدن کرد تولید بود و شفاها" گفت که نشریه تولید یکی از معدود نشریاتی بوده که او ابتیاع! می کرده و پیگیرش بوده). تیترهای جنجالی و خلاف آمد عادت، بحث های به روز ادبی و مطرح کردن جریان های شعر امروز، آن را به نشریه یی متفاوت تبدیل کرد. دفتر کوچک اما گرم تولید پذیرای همیشگی اهل فرهنگ و ذوق و ادبیات بود: از شاعر و نویسنده و منتقد گرفته تا نویسنده و فیلمساز و خواننده و منتقد اجتماعی. باب کردن رسم الخط جدید ـ که بعضا" مورد انتقاد بود ـ را با این نشریه شاهد بودیم. استفاده از عکس های پوستر مانند بزرگ در استان خوزستان با این نشریه شروع شد. همین جا لازم به ذکر است که گونه ای مصاحبه رو در رو و چالشی را بی گمان این نشریه باب کرد که بعدا" مصاحبه های تقلیدی آن را در دیگر نشریات به وفور شاهد بودیم ( بعنوان نمونه شما را به مصاحبه شهرام گراوندی و رضا بختیاری اصل با شاعر معاصر سیروس رادمنش که در خبرگزاری شوشان نیز درج شده و موجود است، ارجاع می دهیم) .
چه شب نخوابی ها که به عشق کار مطبوعاتی کشیده نشد. تا آنجا که کادر نشریه حتی در سال تحویل هم دست از کار برنکشیدند. صفحات نشریه از صدر تا ذیل از لحاظ ویراستاری چک می شد و یکی از معدود نشریاتی بود که در آن غلط ویراستی املایی مشهود نبود. یا اگر بود کم بود. که این از حس احترام به خواننده سرچشمه می گرفت. بی تردید حجم آثار تولیدی برخلاف مطالبی که دیگران از اینترنت می گیرند و در نشریه کار می کنند بسی بیشتر از مطالب آماده ی موجود در فضای مجازی وب هاست. و این نشان دهنده ی احترام به قلم و اهل قلم است. عده یی از مطرح ترین و نخبه ترین شاعران و نویسندگان و منتقدان آثارشان را هم از نخست بار در این نشریه چاپ و منتشر می کردند.
این قصه ادامه داشت و داشت و تولید با غث و ثمین بسیار خودش را از سربالایی وانفسای مطبوعات بالا کشید و به حدودای 150 شماره رساند.
سال گذشته و در حالی که ماجرای موسوم به م/الف که موضوعی کاملا" صنفی بود و کیان تمام نشریات را نشانه گرفته بود، آنهم نشریاتی که عمده درآمدشان از ناحیه ی آگهی های بخش دولتی بود و بواسطه ی این درآمد حداقل خانواده های مطبوعاتی بسیاری از آن ارتزاق می کنند، در واکنش همگانی مطبوعات استان و سرپرستی های نشریات سراسری، هفته نامه تولید نیز نوک پیکان حمله و انتقادات خود را متوجه اداره کل فرهنگ و ارشاد نمود. آنهم مدیرکلی که از آغاز صدارت در شیپور نهضت مطبوعاتی و حمایت از نشریات دمیده بود. اما انتقادات کمی تندتر تولید و حملات بی پرده و بی مهابای تولید به مذاق آقایان خوش نیامد. از سوی دیگر تولید از روز نخست نشریه ای بوده که با جریانات مشکوک تجزیه طلبانه و قومی که علی الخصوص پس از اشغال عراق از سوی بیگانگان حمایت می شده و دم از احیاء حقوق از دست رفته ی اقلیت های خاص در خوزستان می زده، مبارزه کرده است. پس از بمبگذاری های ناجوانمردانه ی بهار و پاییز 84 که منجر به شهادت عده ای از هموطنان ما شد، تولید به واکنش های خود بیشتر از پیش ادامه داد و به جواب گویی نشریه و نشریاتی که در کوس تجزیه طلبی می نواختند، شجاعانه پرداخت. نشریاتی که چه بسی بعدها به تعطیلی کشیده شدند و جریان تجزیه طلبی را تئوریزه می کردند.
اما در راستای سیاست های شورای نویسندگان تولید که بر علیه جریانات مسموم و قوم گرایانه شکل گرفته است، همزمان با درج مطلب موهن و سرشار از افترا و توهین با عنوان " زن در اجتماع ایران باستان و معاصر" مندرج در روزنامه عصر کارون ، سردبیر نشریه با فراخوان سردبیران نشریات استان و تشریح ابعاد مختلف این واقعه که می رفت آتش شعله ای را در استان حساس استان برافروزد، آنان را به واکنش علمی و معقولانه و قاطع دعوت کرد. هفته نامه تولید در کنار چند نشریه ی دیگر منجمله هفته نامه همدلی، فرهنگ جنوب، بهار سبز، صبح کارون نشریه هایی بودند که در مقابل این مقاله ی توهین آمیز به ملت بزرگ ایران واکنش مکتوب نشان دادند.
پیرو این واقعه عده یی اراذل و اوباش با حمله به دفتر نشریه تولید و تخریب پاره ای وسایل به تهدید سردبیر و عده یی دیگر از اهل قلم پرداختند.
لازم به ذکر است که نویسنده ی آن مقاله ی موهن با چسب و وصله کردن پاره یی از نقل و قول های مشکوک و خود حق پنداری عجیب و غریب اقدام به نگارش آن کرده بود در حالی که پاسخ نویسندگان نشریات دیگر مستدل و علمی و بعضا" با استناد به بیش از 20 منبع معتبر تاریخی بوده است.
همزمان با این قضایا و در حالی که تولید نوک پیکان حمله ی خود را معطوف به بندی از قانون مجازات اسلامی ـ ماده 512 ـ نموده بود، بعضا" از اینجا و آنجا شفاهی به گوش کادر تولید می رسید که ارشاد استان ادارات را از دادن آگهی به تولید منع کرده است و حتا در موردی جزئی تر یکی از چاپخانه ها را از چاپ نشریه برحذر داشتند! جنگ مغلوبه شد و ناگهان نمابری مشکوک با عنوان مجعول رسید که در آن شهرام گراوندی سردبیر هفته نامه تولید را به دلایل واهی و طنزآلود که مثلا" ضرورت پیاده کردن احکام اسلامی موجب این اقدام است! از سردبیری برکنار کرده و فردی بنام سید سعید شکرابی را بعنوان سردبیر جدید معرفی کرده است. در حالیکه در هیچ شماره ی تولید توهینی به مقدسات اسلامی یا شعائر دینی نه تنها مشاهده نمی شود بلکه تولید از معدود نشریاتی است که همواره بر طبل اخلاقیات کوبیده است. کافی است به تیتر برخی شماره ها نظری بیافکنید: تیترهایی در خصوص مقابله با فحشا و اعتیاد و دیگر معضلات اجتماعی و فرهنگی و اخلاقی استناد شود. در حالی که کاشف بعمل آمد صادر کننده ی این نامه و حکم سازمانی دال بر عزل سردبیر و معرفی سردبیر جدید همین آقای شکرابی می باشد که خود را سردبیر معرفی کرده و در اصل اقدام به خودمعرفی نموده است.
این نامه ی مجعول العنوان مستمسکی واقع شد که تولید از سوی مدیرکل فرهنگ و ارشاد استان و معاون مطبوعاتی ایشان مورد هجمه ی بیشتر و تنگنا قرار گیرد.
طی روزهای اخیر دو شماره غیرقانونی تولید در تهران چاپ و به استان خوزستان ارسال و توزیع شده که علاوه بر درج سرمقاله هایی سراسر کذب، افترا آمیز و پر از توهین به سردبیر و مجموعه ی همکاران تولید، به شکل غیر قانونی خود را سردبیر عنوان نموده و در شناسنامه این دو شماره از واژه ی صاحب امتیاز که قانونا" اگر ایشان صاحب امتیاز بوده ـ باید خود را بعنوان صاحب امتیاز معرفی کند، اثری نیست. ضمنا" خلاف عرف رایج مطبوعاتی در شناسنامه ی این دو نشریه اثری از یک نشانی واقعی و شماره تلفن وجود ندارد. در گفتگویی که با شهرام گراوندی داشتیم ایشان حق شکایت از مطالب سراپا کذب این دو شماره را برای خود محفوظ می داند و مراتب را به معاونت مطبوعاتی وزیر ارشاد اطلاع داده است. و بر اساس قرارداد موجود و نیز تفویض اختیار برخی از موارد که مدیرمسئول ـ قدیر توکلی ـ به نامبرده ـ شهرام گراوندی ـ واگذار نموده، شرح این رویداد و درخواست پیشگیری از توزیع نشریه ی غیر قانونی به اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان نیز درخواست شده است.
ضمنا" نمابر جدیدی نیز از قدیر توکلی مدیرمسئول به دفتر نشریه ارسال شده که در آن نامبره مطالب چاپ شده در دو شماره ی غیرقانونی را موهوم، خلاف واقع و کذب خوانده و خواستار درج این دیدگاه در شماره ی پیش رو در تولید شده است. ایشان در همین نمابر همچنان بر پایبندی خود بر مفاد قرارداد پیش خوانده و موارد تفویض اختیار تاکید نموده و آقای سید سعید شکرابی را واجد هیچگونه مسئولیتی در تولید ندانسته است.
...
همانطور که در بالا اشاره کردم این مطلب دوم که با عنوان بر هفته نامه ی تولید چه گذشت؟! در ادامه ی مطلب من آمد، به قلم من نبود. اگر چه شاید یادآوری این موضوع خیلی هم اهمیت نداشت.
ادبی، فرهنگی