یادداشت چندوجهی شماره 153 . 28 شهریور 86. هفته نامه تولید
تولید به کجا می رود؟!
بیش از ده ها نامه و درخواست مکتوب و نیز قراردادهای با زمان معین یکساله وجود دارد که ثابت می کند نامه نگاری های مدیرمسوول و نیز سردبیر هفته نامه تا کنون بدون اشکال بوده و پایبندی به تعهدات فیمابین باعث شده این نشریه بدون مشکل به روند فعالیت خود ادامه دهد. نامه کذایی اخیر که بسیار شبهه برانگیز و با شتاب زیاد و عامدانه به تاریخ 12 شهریور 86 برای ما فاکس شده و تاریخ 11 شهریورماه 86 را در پیشانی خود دارد! گواه چند موضوع است که نمی شود سرسری با آن کنار آمد. ما روز 12 شهریورماه نخستین جلسه حل اختلاف خود را با آقای بسی خاسته و نیز محمودیان معاون مطبوعاتی می بایستی انجام می دادیم. چرا نامه ی کذایی که می توانسته در هر زمان دیگری فاکس شود و در طول قریب به 5 سال ارتباط و کار هماهنگ هرگز خبری یا شبهه ای بر رابطه ی ما و مدیرمسوول نبوده می بایست درست همان روز دادرسی ارسال و به تاریخ یک روز قبل از دادرسی تنظیم شود؟! آیا هر کودک 10 ساله ای نیز نمی تواند در این میانه رابطه را کشف کند؟!
حتا همین نامه ی کذایی نیز مبیّن این نکته است که شخصیت حقوقی هفته نامه تولید وجود دارد و این نشریه می تواند بدون هیچ مانعی به حیات خود ادامه دهد. چرا که مخاطب نامه ـ سردبیر هفته نامه ـ قراردادی دارد که هرساله با تغییراتی اندک تمدید شده و در سال جاری و کاری ما نیز ملاک رابطه ی ما بوده و بر اساس ملحقّاتی که از روز نخست میان ما و مدیرمسوول وضع شده و مدارکش نیز موجود و غیر قابل انکار است در ازای ادامه ی فعالیت بخشی از درآمد هفته نامه به شماره حسابی که توسط مدیرمسوول و آقای شکرابی معرفی شده بود واریز می شد و این منوال تا کنون جاری و ساری بوده است و ما نیز بر اساس عرف و اخلاق تا پایان قرارداد امسال خود را مقید به انجام وظایف محوله از سوی مدیرمسوول می دانستیم و می دانیم و چون این قرارداد کاری کماکان معتبر است به کار خود ادامه می دهیم و اصرار هم داریم که اگر قرار بر این باشد که قرارداد جدیدی برای سال آینده تحریر شود با حضور شخص مدیرمسوول هفته نامه ( و نه هر شخص دیگری ) منعقد و انجام شود.
آشفتگی و شتاب ورزی آقای موسوم به شکرابی که بر نام مدیرمسوول ما امضایی مرقوم فرموده و آن نامه ی کذایی را فاکس کرده، آن قدر بارز است که جای تردید را بلاانکار می کند. نامبرده آن قدر هول شده که از بیخ منکر وجود قرارداد و دفتر و دستک ماست. یکی نیست از حضرتش بپرسد اگر ما قراردادی نداشتیم و ارتباطی میان ما نبوده پس این چهار پنج ساله طبق کدام رابطه و ضابطه تولید را منتشر کرده ایم؟! آیا شدّت هراس وارد شده بر ایشان زیاد بوده و یا دل ایشان بیش از حد کوچک و ترس خورده است و یا شاید وعده وعیدهای احتمالی آن قدر به دل مبارکش خوش نشسته که همه چیز را به وادی فراموشی سپرده است؟!!!
خیلی مساله پیچیده نیست.
راه حل:
آقای قدیر توکلی گلپایگانی ـ این اولین بار است که ما پسوند کامل فامیل ایشان را آورده ایم ـ مدیر مسوول محترم هفته نامه که طبق قانون مطبوعات شخص اول نشریه محسوب می شوند در این ماجرا نقش کلیدی دارند. آقای قدیر توکلی گلپایگانی با حضور خود در دفتر هفته نامه تولید به همراه سید سعید شکرابی ( که معلوم شود اصلن ایشان چکاره است!) و با حضور نماینده ای از اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی و اداره کار و خانه ی مطبوعات در ابتدا به حساب و کتاب و تکلیف دست کم 12 نفر پرسنل هفته نامه طبق ضوابط و مقررات وزارت کار رسیدگی نموده و محاسبات مالی هفته نامه را که در طی این چند سال در نزد فردی به نام سید سعید شکرابی انباشته شده و نامبرده ضمن دریافت ماهیانه ......... به عنوان .......... طبق قرارداد مکتوب مورخه ........ و واریز به حساب ........... به نام ........... که ............ وی می باشد و نیز دریافت نقدی مبلغ ................ در هنگام عقد قراردادهای جدید بابت تداوم اشتغال اینجانب بعنوان سردبیر در ابتدای هر سال مالی و جاری که قرارداد آماده و گویا امضاء شده توسط آقای توکلی را به اینجانب هفته نامه تحوبل می داده اند و نیز دریافت سهمیه های کاغذ در طول این چند سال و مصرف نکردن حتا یک کیلو کاغذ از حواله های دریافتی در امور چاپ و نشر هفته نامه تولید که تمام فعل و انفعالات آن در اهواز انجام می شده و نیز دریافت سهمیه های ارزی که چه بسا روح آقای توکلی نیز از این موضوع اطلاع ندارد و نیز سهمی از آن به هفته نامه در راستای مخارج آن اختصاص نیافته و هرگز نشانی از آن و خط و خبری از آن به گوش ما نمی رسیده ، انشاالله بعد از تسویه حساب نهایی، دفتر و دستک و علم و کتل هفته نامه تحویل آقای قدیر توکلی گلپایگانی خواهد شد. (تاکید می کنم هیچ شخص دیگری بخصوص آقای سید سعید شکرابی در این تغییر و تحول نقشی ندارند).
اسامی پرسنل و کادر هفته نامه تولید که هم اکنون از طریق اداره کار نیز پیگیر احقاق حق و حقوق خود هستند به شرح ذیل می باشد:
1. خانم اعظم ایاران
2. خانم زینب ایاران
3. خانم معصومه کریمی
4. خانم اقدس رفیعی
5. خانم معصومه عسگری
6. آقای رضا بختیاری اصل
7. آقای امین زنگنه زاد
8. آقای جهانگیر محمودی نژادیان
9. آقای سیروس رادمنش
10. آقای بابک یزدانپناه
11. شهرام گراوندی
ما قصد نداریم تا زمانی که آقای قدیر توکلی بعنوان مدیرمسوول وارد این ماجرا نشده و حضور و غیاب وی ـ که طبق مواد مصرّح قانون مطبوعات بطور مستقیم در بود و نبود نشریه اثرگذار است ـ محرز نشود و در این ماجرا بعنوان ملاک و معیار حقانیت و نیز قانونی یا غیر قانونی بودن فعالیت پرسنل هفته نامه، اعم از سردبیر و هیات تحریریه و در مجموع فعالیت قریب به 12 نفر اعضاء و تشکیلات نشریه در دفتر مرکزی واقع شده در اهواز، نظر خود را پیش از هر چیز به اطلاع اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان، دفتر مرکزی هفته نامه تولید در اهواز، سردبیر هفته نامه، شرکت شهاب گستر کیهان تهران ( بعنوان صاحب امتیاز) نرساند، ما کماکان به انتشار هفته نامه ادامه می دهیم.
تصویر نامه کذایی که آقای شکرابی با قرار دادن امضاء خود بجای امضای آقای قدیر توکلی به اداره کل فرهنگ و ارشاد استان خوزستان و چه بسا به وزارت فرهنگ و ارشاد نیز فرستاده و در آن در کمال تعجب خود را بعنوان سردبیر هفته نامه معرفی کرده و از زحمات شهرام گراوندی در انتشار این هفته نامه تقدیر و تشکر نیز بعمل آورده! در همین شماره درج می شود!
چه کسی به فریاد ما می رسد؟!
آیا دادسرای ویژه ی روحانیت می داند که آقای حجت الاسلام بسی خاسته در اتهام آقای موسی سیادت و روزنامه ی عصر کارون که موضوع ماده 512 قانون مجازات اسلامی است حداقل نقش معاونت در جرم را دارد؟! زیرا که به حمایت از آنان در برابر کسانی ـ منظور کادر فعلی هفته نامه ی تولید ـ ایستاده است که فقط به انگیزه دفاع از شرف و حیثیت ملت ایران پاسخی داد که در برابر خروارها توهین نویسندگان آن روزنامه مثقالی بیش نبود و آنهم از سنخ توهین نبود زیرا فقط حقیقت قانونی را متذکر شدیم. متاسفانه مدیر کل روحانی آن اداره کل به جای دست مریزاد به ما به لطایف الحیل متوسل شده که از یکسو بصورت شفاهی ارشاد اهواز را از دادن آکهی که تنها منبع ارتزاق هفته نامه بوده منع کند و از دیگر سو با فشار آوردن بر سید سعید شکرابی ـ که خود را در جای مدیرمسوول معرفی نموده در حالی که نامبرده تنها عضوی از شرکت شهاب گستر کیهان تهران می باشند که این شرکت صاحب امتیاز هفته نامه تولید است ـ نامبرده را وادار به تحریر نامه ای مجهول الهویه نموده که بدین طریق کادر و پرسنل فعلی هفته نامه تولید خلع ید نمایند.
ریشه کجاست؟
ما به شدت معتقدیم که علت العلل فشار از ناحیه ی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان بر ما ـ بعنوان کادر فعلی و 5 ساله ی هفته نامه تولید ـ واکنش افتخارآمیز ما در مقابل توهین های وهن آور روزنامه ی عصر کارون « مقاله ی زن در اجتماع ایران باستان و معاصرـ نوشته ی موسی سیادت مورخه ی دوشنبه 4 تیرماه 86 شماره 466 روزنامه عصر کارون » می باشد.
گناه ما این است که فراخوان دادیم و با دعوت از سردبیران نشریات استان از آنها خواستیم در مقابل این توهین های وهن آور کوتاه نیایند!
گناه ما پاسداری همواره از مرز و بوم ملی و ارزش های اسلامی تشیع علوی است!
گناه ما این است که احساس کردیم سربازان کوچک این ملک و دیاریم!
گناه ما این است که پیرو پیشوای عالی مقام کشور اسلامی خویش هستیم!
گناه ما این است که با جیب هایی گشاده برای مال اندوزی به روزنامه نگاری رو نیاورده ایم!
طرح دعوا در دادسرای روحانیت
البته ما در دادسرای محترم ویژه ی روحانیت استان خوزستان علیه مدیرکل روحانی ارشاد استان شکایت خود را تقدیم می نماییم و از ایجاد مزاحمت شغلی و سوء استفاده از مقام اداری توسط نامبرده به آن دادسرا توسل می جوییم. اما دادسرای روحانیت خود بهتر می داند که ماده ی 512 قانون مجازات اسلامی از موارد جرائم ضد امنیتی است و بسیار حساس و مهم می باشد و لذا چه مباشر و چه معاون در این جرم قابل پیگرد بلاوقفه است و لذا چون این مزاحمت با انگیزه ی مساعدت به روزنامه ی عصر کارون و شخص موسی سیادت و مدیرمسوول آن روزنامه، سید رسول موسوی که عاملان موضوع ماده 512 قانون مجازات اسلامی می باشند بنابر این با عنایت به این که اتهام هم از نوع جرائم عمومی است و حتا نیاز به شاکی خصوصی نیز ندارد آن دادسرای محترم بصورت فوری لازم است که به این جرم مهم رسیدگی نماید. لازم به ذکر است که وفق مقررات دادسرای ویژه ی روحانیت اگر مجموعه ای که مرتکب جرمی می شوند یک نفر از آنها روحانی باشد ضروری است که همه ی معاونین و مباشرین و شرکای جرم در دادسرای ویژه ی روحانیت مورد تعقیب و پیگرد قانونی قرار گیرند. فاین تذهبون؟!
شکایت به اداره کل بازرسی استان خوزستان
و اما چرا اداره کل بازرسی استان خوزستان در این امر مهم سکوت کرده و به وظیفه ی قانونی خویش که رسیدگی به سوءاستفاده ی مدیران از مقام اداری خویش می باشد، آنهم در این موضوع مهم که ارتباط وثیق با امنیت استان و کشور دارد ، اقدام لازم را انجام نمی دهد؟ وقتی مدیرکلی با سوء استفاده از موقعیت خویش ابلاغ کتبی نمی دهد و بصورت شفاهی ابلاغ می کند آیا از موارد بارز اتهامات و جرائم مرتبط با حیطه ی وظایف سازمان بازرسی کل کشور نیست؟ و سکوت در این مورد چه معنایی دارد؟ چگونه در دولتی که با افتخار منادی عدالتخواهی است و خود را دولت عدالت می نامد، می توان به خود جرات داد که نسبت به این امر مهم که صبغه ی امنیتی و صبغه ی عدالتی دارد اجازه داد که 12 نفر پرسنل محروم و مستضعف بخاطر دفاع از اسلام کبیر و ایران بزرگ از نان شب خود محروم گردند؟
شکایت به اداره کل اطلاعات استان خوزستان
ما پرسنل زحمتکش و سرباز جانباز جمهوری اسلامی که پیوسته با جان و مال نداشته ی خویش از اسلام ناب محمدی و کیان ایران عزیز و این مرز و بوم و میراث خمینی کبیر(ره) با تمام وجود حمایت کرده ایم، شما بعنوان سربازان گمنام امام زمان(عج) بخود اجازه داده اید، در موردی که وفق مقررات ایین دادرسی کیفری که ماموران اداره اطلاعات را ضابط خاص در امور امنیتی خوانده است و حتا اجازه نداده که با گرفتن تامین متهم را آزاد نمایند، چگونه مساله ای که فقط جنبه ی عمومی دارد و از جرائم خصوصی فارغ است را به صورت عذرخواهی متقابل فیصله داده اید؟ در حالی که حتا قضات محترم دادسرا و دادگاه هم نمی توانند از جرائم عمومی بخصوص در بخش جرائم ضد امنیتی به سهولت گذشته و رسیدگی قضایی فوری ننمایند.
شکایت به نیروی انتظامی استان خوزستان
وفق مقررات آیین دادرسی کیفری نیروی انتظامی ضابط عام در همه ی جرائم می باشد. به ویژه آن که این جرم جنبه ی مشهود داشته باشد .آیا جرمی مشهودتر از این که در روزنامه ای بصورت علنی جرم 512 قانون مجازات اسلامی انجام می شود و افسران و درجه داران وظیفه شناس نیروی انتظامی نسبت به آن سکوت کرده و وظیفه ی خویش را که دستگیری متهمانی است که اقدام به جرائم مشهود نموده اند از یاد ببرند؟
شکایت به استانداری استان خوزستان
اما به استاندار محجوب و خوش فکر خوزستان عرض می کنیم که چگونه ایشان و معاونت سیاسی امنیتی شان در برابر چنین واقعه ای که می تواند خدای ناکرده حوادثی چون وقایع نامیمون گذشته را احیا کند با سکوت و بی توجهی از آن عبور کرده اند؟ آیا مدیر کل ارشاد زیر مجموعه ی شما نیست؟ آیا مراقب رفتارهای فراقانونی ایشان هستید؟ ما در نامه ای اختصاصی شما را در جریان ماوقعی که علیه هفته نامه و پرسنل فعلی رفته است، گذاشته ایم. جناب مدیرکل ارشاد با استناد به نامه ای موهوم و از نظر حقوقی خدشه دار! بصورت شفاهی مانع ادامه ی کار ما شده و ارشاد اهواز را از دادن آگهی منع نموده و چاپخانه ها را از چاپ هفته نامه تولید بر حذر داشته است. ما از حضرتعالی می خواهیم که با واکاوی این موضوع و استعلام از مراجع مربوطه به صحت وسقم مدعای ما دال بر حقانیت فعالیت هفته نامه با همین کادر و پرسنل پی برده و مانع اقدامات فراقانونی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان خوزستان شوید.
شکایت به امام جمعه محترم اهواز و نماینده ولی فقیه در استان خوزستان
به محضر عالی حضرت آیت الله العظمی موسوی جزایری نماینده محترم ولی فقیه و امام جمعه عالیقدر اهواز عارض می شویم که یکی از شاگردان ایشان به نام شیخ عباس بسی خاسته بدون توسّل به طُرُق و روشهای قانونی مانع فعالیت این نشریه شده و با تهدید و ارعاب چاپخانه ها را از تداوم همکاری با این نشریه باز داشته است. حضرتعالی اگر 153 شماره نشریه ی تولید را توّرق بفرمایید سراسر دفاع از اسلام ناب محمدی و ارزشهای شیعی و مخالفت با جریانات مسموم که ام القرای انقلاب اسلامی یعنی جمهوری اسلامی ایران را مورد هجمه قرار داده و می دهند مبارزه کرده ایم. لذا از جنابعالی تقاضا داریم با این شاگرد فرهیخته ی خویش از راه و روشی که خود بهتر می دانید از در نصیحت و اندرز درآمده و به حرمت این ماه مبارک حیثیت و آبروی روحانیت معزز را بیش از پیش محفوظ بدارند. پیشاپیش از خداوند باریتعالی تاییدات آن محضر محترم و بزرگوار را مسألت می داریم.
آیا می مانیم؟!
هم یاران و دوستان و هم دشمنان قسم خورده ی تولید ببینند که بیماردلان و آنهایی که خار چشمشان هستیم به چه روش هایی متوسل می شوند و برای حذف یک تریبون سالم و خادم اسلام و ایران بزرگ و عزیز ـ که باور داریم هرگز خموده نبودیم و همواره با سربلندی به صغیر و کبیر باج نداده ایم و حرمت قلم را پاس نگاه داشته ایم ـ به چه لطایف الحیلی دست می یازند و حتا در لانه ی ما نفوذ می کنند و با این تفرقه اندازی، هستی نشریه و بقای ما را نشانه گرفته اند!
فقط این نکته را تذکار می دهیم که این روش ها روش هایی مذموم، ناپسند و بدور از جوانمردی است و در ماهی که ماه صدق و صفاست و ماه پاکی و خلوص است، زیبنده و موجب تفاخر هم نیست که به این روش ها توسل بجوییم و سره را در مقابل ناسره ها خلع سلاح کنیم!



سفر شاعر به آسمان و بازگشت گاه به گاه او در دوره ی بی چشمی!
