تبليغاتX
saddastan

saddastan

فصلی با نوشتن

در مطبوعات استان ما متاسفانه خلود و رخوتی به وجود آمده که در فرازی مناسب تر ، مفصل به آن خواهم پرداخت.
ولی اکنون مناسب می دانم که این نکته را طرح کنم وظیفه ی اداره و نهادی چون اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی در قبال هفته نامه ها چیست؟
آیا بی توجهی به عدم انتشار و یا انتشار نامنظم هفته نامه ها که می رود به جایی و مرحله ای برسیم که کوچکترین پیرنگ و اثری از هفته نامه باقی نماند آنقدر بی اهمیت و بی ارزش است که کک کسی نگزد؟!
من این بحث را می شکافم.
http://i14.tinypic.com/47acpaa.png
+ نوشته شده در  یکشنبه 31 تیر1386ساعت 20:7  توسط شهرام گراوندی  | 

بلاخره کتاب دوم چاپ شد. لوزی های خزان زده. مجموعه داستان. 14 تا. داستانهایی پراکنده در سالهای مختلف و دور.دوره ی دانشگاه. دوره ی سربازی حتا. دوره ی سربازمعلمی. سالهای تنهایی. سالهای با مراد زنگنه و نورعلی مولایی و محمدرضا ممبینی و سیروس امیری زنگنه و دکتر مسعود مروج و ولی محمد نورانی بودن. و البته یادی هم بکنم از منیژه آلبوغبیش. این یگانه دختر فرهیخته ی عرب. راستی کجاست ؟!
کتاب دوم اکنون روبروی من و روی میز من است. و به لطف و زحمت نشر دستان در تهران چاپ شد. . البته بگویم همینجا و زیاد دور نشوم که اگر تشویق های رضا بختیاری اصل نبود من هرگز دل و دماغ و خوصله ی چاپ کتاب یا این که جمع آوری و ادیت و بازخوانی کنم را نداشتم. و حالا که این فرزند 14 عضوی من روی میزم به من خیره شده می گویم متشکرم رضا!
این مجموعه را تقدیم کرده ام به عموبزرگ خودم به علی عسگری گراوند . و یادم هست که آن پیرمرد بزرگوار و شریف با داستان شش گلوله ی سبز پر نور که در این مجموعه آمده چه حالی می کرد . و یادم نمی رود قطره های اشکی که از روی گونه های نازنینش سر می خورد و پایین می آمد. حالا او دیگر نیست و نمی دانم آیا اکنون موجب شده ام لبخندی بر لب روح او بنشیند یا نه!
من اینجا این کتاب را به بهرام حیدری هم پیشکش می کنم. او که اگر نبود من شاید هرگز رغبت نمی کردم به مفهومی و یا ژانری به نام ادبیات بومی و یا داستان نویسی اقلیمی و اصولن ادبیات زادبوم خودم بیاندیشم. چرا که متاسفانه چنانکه می رود ادبیات کل کشور را عوام زده گی و نگرش عامیانه پوشش دهد در ادبیات اقلیمی ما نیز برنده آن است که با عوام ارتباط برقرار کند. موضوعی که هرگز برای من یک ذره ارزش و اعتبار نداشته است. و داستان مدرن نیز در چنین حالتی و یا حتا شعر مدرن نیز از منظری دیگر در آوردگاه نگاه سنتی مدرن همواره با پرش ها و گام های کوتاه مواجه بوده است.
کوتاه کنم. به هر روی این مجموعه داستان به همه ی یارانم . دوستانم . دوستان دور یا نزدیک تقدیم می شود.
+ نوشته شده در  جمعه 29 تیر1386ساعت 17:47  توسط شهرام گراوندی  | 

به تازگی یک سرور دیگر بنام ایرانبلاگ راه اندازی شده که کار راه اندازی وبلاگ در آن به سادگی امکان پذیر است و نیازی به زحمت زیاد ندارد.
نشانی وبلاگ جدید من در این سرور این است:
http://dehkade.iranblog.com
جای تردید نیست که هر روزنه در این دنیای فرسوده و رو به اضمحلال و در عین حال شلوغ و بی در و پیکر جای خوشوقتی دارد.
از دوستان بزرگوارم دعوت می کنم به این وبلاگ نیز سر بزنند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 تیر1386ساعت 14:56  توسط شهرام گراوندی  |